تبليغاتX
*.:.*lonly girl *.:.*

*.:.*lonly girl *.:.*

برای اخرین نفس هایم...

رها اومد خوش اومد

جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ

سلام

چشم حسود کور دوباره اومدم

خوش اومدم

دوباره جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ

اول یه سلام مخصوص خدمت دوستای گلم مخصوصا خودش می دونه

دوم بازم خودش میدونه

قرار بود نیام ولی الان اومدم

قربون دوستای گلم  برم من

فدای همتون

خب

اومدم بگم که  هنوز زنده ام

نفسی هس

حسودا چشماشون  کوررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر

یکی هس که نمی تونه منو ببینه

یکی هم هس که منو دوست داره

خب

من بد قول شدم

اول بخاطر اینکه به هومن قول دادم هر روز اپش کنم بعد اینکه

قرار بود اپ نکنم

من کلا ادم بدقولیم

تو این چند روزه فقط یکی ازم سراغ گرفت که خودش می دونه

راستی

معنی بیسی رو فهمیدم

ای ولللللللللللللللللللللل رها

ازت ناراحتم بخاطر اینکه سرم داد زدی 

خب دیگه زیادی حرف زدم من برممممممممممممممممممممممممممممممم

هر کی دلش واسم تنگیده یه جیغ بزنه

+ نوشته شده در  87/11/21ساعت 10:50  توسط .:.رها .:.  | 

 

 

فقط میدونم دوستم نداره

اخرین اپمه  تا سال ۱۳۸۸

ارزوی خوشبختی واست دارم

 

همیشه بخند......

              همین.......................

+ نوشته شده در  87/11/06ساعت 0:6  توسط .:.رها .:.  | 

دیونه از قفس پرید

خواب دیدم از تو دور شدم

وای که عجب خواب بدی

گفتم : بیا با هم بریم

گفتی : که راه رو بلدی

هرچی صدات کردم نرو

اما به جایی نرسید

یکی یه جا فریاد می کرد

<< دیوونه از قفس پرید >>

صبح که رسید بیدار شدم

دیدم یه نامه روی در

نوشته بودی که سلام؛

مدتی رو می رم سفر

بغضی نشست توی گلوم

خوابم یا این حقیقته

بازم صدات کردم ولی

دیدنم سکوت جوابته

گفتم : که شاید این سفر

تموم میشه همین روزا

دوباره با می بینمش

چه خوش خیال بودم خدا

ساعت و لحظه هام گذشت

چشمام به کوچه خیره بود

من منتظر بودم بیاد

خیلی دلم تنگ شده بود

روزا مثل دیوونه ها

پرسه زدن تو کوچه ها

شبا یه گوشه از اتاق

گریه و آه بی صدا

مثل همون خواب سیاه

رفت و منو تنها گذاشت

گفتن این قصه ی تلخ

ارزش خوندن رو که داشت

......تقدیم به تو ای مهربانم  تو منو تنها نزار

+ نوشته شده در  87/11/05ساعت 1:2  توسط .:.رها .:.  | 

ورق روشن وقت

از هجوم روشنايي

شيشه هاي در تكان مي خورد


صبح شد ، آفتاب آمد

چاي را خورديم روي سبزه زار ميز

ساعت نه ابر آمد ، نرده ها تر شد

لحظه هاي كوچك من

زير لادن ها نهان بودند


يك عروسك پشت باران بود
شعرای سپهری رو خیلی دوست دارم اینو تقدیم میکنم بتو ای بهترینم(پرهام)

+ نوشته شده در  87/11/04ساعت 19:32  توسط .:.رها .:.  | 

نگرانم

دلم شور میزنه                           خبری ازت ندارم

بخدا راس میگم

خیلی نگرانتم

      جوابمو تا عصر بده تا از مدرسه برگردم هزار بار میمیرم و زنده میشم

 

پس            لطفا جوابمو بده باشه

میسی

دوستت دارم (پ)

+ نوشته شده در  87/11/02ساعت 12:6  توسط .:.رها .:.  | 

دوستت دارم

 

 

 

فقط بدون که خیلی دوستت دارم

همین

هیچ چیزوهیچ کس  دیگه ایی نمی تونه علاقه منو نسبت به تو کم کنه

هر شب با این قیافت میای فکر میکنی این جوری من خوشم

تو ور خدا به خاطر این دل کوچولو دیگه ناراحت نباش 

بخند بخند بخند مث من

به غم ها پشت کن

فقط شادی ا فک کن

دوستت دارممممممممممممم (پ)

+ نوشته شده در  87/11/01ساعت 21:40  توسط .:.رها .:.  | 

اقا امین با توام

سلام

 

 

اقا امین شمایی که واسم کامنت میزاری

 من یه اشتباهی کردم

و گفتم که اسمت حرفات واسم اشناس

نگفتم که من اون ارزوی شمام

ارزوی شما

دانشگاه میره

ولی من ۲ ریاضیم

 

ازت خواهش میکنم

 بااین حرفات زندگی مو بهم نریز

دوستم از دستم ناراحته

التماس می کنم بس کن

ممنون

+ نوشته شده در  87/11/01ساعت 21:12  توسط .:.رها .:.  | 

دخملک

یه دخمله خیلی گله

 صورتش گردو توپله

تو بغلش عروسکه

دودهنش پستونکه

شبا ناله میکنه

 یه خرده گریه میکنه

 انگشت شست میخوره

همیشه جاشو  خیس میکنه

مامان میگه بهش

دخمل خوبو خشگ

چرا میکنی این کار

شدم از دستت دل ازار

دخمل میگه مامانی

چرا میگیری ایراد

من که نکردم کاری

تا تو بهونه میگیری

 مامان میگه دخمل جون

برو بشین تو ایوون

بخون یکی یدونه (کتاب)

نگیر تو هی بهونه

دخمل میده به حرف گوش

غصه رو می کنه فراموش

میره میشینه توی ایوون

می خوره یکمی بادوم

چشمش می افته به بوم

میبینه چند تا نی قلیون(استعاره از پسر)

نیگاش میکنن بد جور

دخمل شرمنده میشه

از خجالت اب میشه

پسرک بهش میخنده

از رو بوم یهو پرت میشه

( هههههههههه حقته تا تو باشی بری روی بومتون ودخمل ناز نازی مردمو دید بزنی)

 

از اون روز به بعد عاشق میشه

عاشق اون دخترک میشه

هی میره روی بوم خونه

نمی گیره از اون ماجرا دیگه بهونه

دخمل شبا خواب میشه

خواب پسره رو میبینه

میبینه با اسب سفیدش اومده در خونه

یهو میبینه انگار داره کم کم غرق میشه

کسی به داداش نیس برسه

فرشته نجات سر میرسه

با اون اسب سفیدش

با اون ریخت تمیزش

میگیره دست دخمل

می بره  خونه ی بخت

دخمل خیلی خوشحال میشه

وقتی که بیدار میشه

بازم مث  همیشه

خودشو تو رخت خواب خیسش میبینه

دخمل سرافکنده میشه

یکمی هم شرمنده میشه

قصه ی  ما تموم شد

استعداد رها حرو م شد

+ نوشته شده در  87/11/01ساعت 0:13  توسط .:.رها .:.  | 

رها و اق حمید

سلامی به سپیدی روی زیبات

به بلندی مرامت

به زیبایی دلت

و به عشق بی پایانت

به دلیل اینکه به یکی از دوستای خوبم قول دادم هر روز اپش کنممممممممم

امروز میخوام باز دوباره یه شعر بگم

حسمو بگم

ویه صحبتی با اق حمید داشته باشم

خب

اول صحبتمو میگم

بعد شعری که واسه اق حمید گفتمو میگم

۱.دوستت دارم

۲. از خاطرم هرگز بیرون نمیری

۳. همیشه بیادتم حتی بعد مرگ

۴. تو فقطو فقط برای منی

۵....

این جملاتی بود تو که بهم گفتی

البته توقع ندارم یادت بیاد

میدونم که میدونی

چقده میخوامت

اون روز

دیدی چی گفتممممم

ولی هنوزم میگم که هر کاری کنم می تونم تورو از یاد ببرم

راستی

چند روزیه امارت دستم نیس

می دونی چیه

تموم بچه محله ها امارتو بهم میدن

ببین

میدونم که نمی دونی؟(بمون تو کفش)

کم کم از یادم میبرمت

البته کم کم هااااااا

میدونم عشقم خیلی بیشتر از اینیه که فکرشو کنی

اخه تورو چه به عاشقی)

خب

حمید جونم(جو گیر نشو)

میدونم هیچ وقت مال من نمیشی

ولی این حقو ازم نگیر تا عشقمو نسبت به تو نگم

دوستت دارم و خواهم داشت

اولین نفری بودی قلب منو به فرمانت در اوردی

ولی بدون چون اولی اخرین نیستی

ههه

خب

واسه امروز بسه

زیاد پرو شدی خودتو گم نکن ههه

من دارم میرم التماس نکن دیگه نمیام

هههه

اینم شعرم بده ولی خب تحملش کنید

بایک شلوار کردی میگردی تو خیابون               ولی بدون قیافت شده مثال میمون

به به چه اسمت نازه قشنگو بسیار زیبا                خیال نکن فرشادی بهت میگن ....

همه ازت بیزارن تو خونه جانداری                              مجبوری درد بکشی تو خواب وتو بیداری

مقصرخودت بودی ندادی به حرفشون گوش            حالا هم پدرو مادرت تورو کردن فراموش

 

                     و ادامه دارد....

+ نوشته شده در  87/10/28ساعت 20:20  توسط .:.رها .:.  | 

رها اومد

 

سلام

سلام دوستای گلم

من اومدم

فقط میتونم بگمممم خدایا ممنونمممممممممم ازتتتتتتت

 

دوستای گلم به لطف خداو دعای شما دوستان مشکلم حل شد

راستش دوستم اومدو همه چی وبه مامانم گفت

 

 

 

از دیروز تا الان خیلی خوشحالممم

 

 

خیلی زیاد

+ نوشته شده در  87/10/28ساعت 19:8  توسط .:.رها .:.  | 

موبایل

 

      سلاممممممممممممممممممممممممم

چندروز پیش عموم اومد خونمون وگوشیمو میخواست

گفت که گوشیم خرابه

دادم تعمیرات

منم که خر از خدا خواسته بهش دادم

شب که شد تازه یادم افتاد که اواااااااا خاک عالم برسرم

یه فایل داشتم توش

از نگرانی مردم

اخه می دونین اون چه فایلی بود

ضبط مکالمه ایی بود که من توگوشیم سیوش کرده بودم

خیلی دلم شور میزد

گفتم برم ازش میگیرم

ولی این کارو نکردم

رفتم بخوابم تا شاید نگرانیم رفع بشه واز یادم بره

ولی نشد که نشد.

شب شد عموم اومد

رفتم در خونشون

که گوشیو بگیرم

ولی

اون بجای اینکه گوشیمو بده

بهم فحش داد

خیلی هم بهم برخورد

گفتم شاید ( علی بش زنگ زده باشه  اونم غاطی = غاتی کرده باشه)

ولی نه این نبود

منم بی اعتنا رفتم خونمون

بابام اومد

بهش گفتم بابایی عمو دیشب گوشیمو ازم گرفته بود

الان رفتم بگیرم بهم نداد

بابا: دخترم چقده گدا شدی خب واست میاره دیگه

اخه بابایی می گه فروختمش

یه بارگه انداختم  دور

خلاصه عموم اومد خونمون

خیلی ناراحت بود

منم داشتم ریاضی میخوندم

که ناگهان شروع کرد به حرف زدن

و همون چیزی اتفاق افتاد که حدس  میزدم

من بی گناه ماخذه شدم

بی چاره رها(یکم دلتون بحالم بسوزه)

میدونین چرا

چون اون صدا متعلق بود به بی اف دوستم و من داشتم اذیتش میکردم

و صداشو ضبط کردیم تابه خودش نشون بدیم

حالا رها گیر افتادهبود

این پسره هم از رو نمیرفت

هرچی من باهاش حرف میزدم

اصلا انگار که نه انگار

اگه شما هم به جای بابام بودین فک میکردین دوسته منه

ولی...

الان افسوس خوردن فایده ای نداره

از چشم بهترین عموی دنیام افتادم

و مهم تر ازاین اعتماد من نسبت به بابام از بین رفت

حالا حتی نمی تونم تا دم مدرسه مون که خیلی نزدیکه تنها برم

دیگه این جا نمیتونم بیام

میگه بزارم بری که باز بااین پسره چت کنی

هرچی من میگم بابا بخدااین دوستم نیس باور نمی کنه

نمی تونستم واقعیتو بگم

حالا موندم تنها

البته تنها که بودم

تنها تر شدم

یه ابجی دارم( اجی نگو دشمن بگو)

بخدا زخم زبونای اون خیلی عذابم میده 

اخه

دختری تو سن من باید چقده عذاب بکشه

اون ماجرای که تقصیر خودم بود ولی بقیه حرفایی که بهم میزنن واقعا لیاقتشو ندارم

 

بابا : هیچ موقع از خدا شکایت نکردم و نگفتم که پسر ندارم

وتورو اندازه ۱۰۰ تاپسر قبول داشتم

ولی بااین کارت...

 

قبلنا خیلی ازاد تربودم مث یه پسر تا شب بیرون بودم با دوستام

وچون بابام بهم اعتماد داشتو منم کسی نبودم که بخوابم از اعتمادشون سوئ استفاده کنم

اون ماجرای اق حمید هم : مامیم خبر دار بود"" گفته باشم که نگین چقده دروغ میگه

و اینک پایان ماجرا

شاید دوستای گلم رفتم کافی نت( زرشکـــــــــــــــ)

یا اینکه روزایی که فوق برنامه دارم برم خونه دوستامو و اپ کنم

 

 

اگه چند روز من نبودم

دلیل  نبودنم نیس

چون من همیشه بیاد شما هستم

قولبون همتون بلم من"""

زود میام

بای

    محتاجم به دعااااااااااااا

                                    دوست خوب شما رهاااااااااا

+ نوشته شده در  87/10/26ساعت 0:28  توسط .:.رها .:.  | 

رها خداحافظی میکند(گریه نکنین)

سلام

 

سلام به روی نشستتونخوفید

منم خوفم(دروغ گفتم خدایا منو ببخش)

امروز امتحان هندسه دارم(روم به دیوار)زش بدم میاد خیلی زیاد

حاضر بودم  صورت نشسته اق حمیدو ببینم ولی امتح هندسه نداشته باشم

اق حمید: از کی تا حالا صورت من شد نشسته؟

خ.رها: ازاون روزی که رفتی با ...خ. ههه

خلاصه بگذریم نمیخوام دوباره صورتتو ببینم( تورو خدا یکم برس بخودت)

ویش ویش ویش اییییییییییییییییییییش

بابا: دخمل بابا کارنامه بیار واسه بابا

مامی: اگه چتت تموم شد بیا این ظرفا رو بشور

(اجی کوچیکه) دنیا: اجی جونم قولبونت بلم من بیا این نقاشی مو بکش

 

داداشی( یکی از ارزوهام): باز رفتی سراغ پسربازی (چی داش غیرتی شدم هااااا)

الانه که اقامون باکمربند بیا خدمتم

وای منم که درس نخوندم(الکی دعا نکن ۲۰ نمیگیری)فک کنم

هندسه -۰- بگیرم

وووووووووووووووووووووووووو

امسال بدترین  سال تحصیلیم بود

اخه:

نمیدونین که چی به سر من اومده

حالا همه ازم توقع نمره ۲۰ دارن

بابا: من ازتو می خوام وقتی کارنامت اومد تموم نمره هات از ۲۰ به بالا باشه(بازم بابام توهم زد به سرش) من هم سن تو بودم این کارا رو نمی کردممیشستم عین بچه ادم درسمو میخوندمو تموم نمره هام بود ۲۲(ارایه اغراق داره)

اگه نمره هام کم بشه باید با نت بای بای کنمچه کنم که نمیتونم

من اذیت کردنو خیلی دوست دارم(مخصوصا اگه پسر باشه و از نوع اق حمید)

خب دیگه

 

 

داره یه صدای میاد از جنوب دل....

شوخی بود

صدای گریه اجی کوچیکم بود

من برم ۲ تا مسئله حل کنم

شاید حداقل  ۱۰ بگیرم

 

 

تا اطلاع ثانوی عاشقی تعطیل میشود(عاشقی سیری چند)

+ نوشته شده در  87/10/25ساعت 11:16  توسط .:.رها .:.  | 

اخر راه منو تو ....

شرمنده تموم دوستای گلم

سلامممممممممممممممممم

امروز خیلی دیر دارم اپش میکنم

ولی اشکال نداره

کار داشتم

یه کار مهتر ازاین

خب

امروز نمیخوام شعر بگم

چون اصلا حسش نیس

فقط اینو بهتون میگم که

واسه اولین بار امروز از ته دلم خندیدم( اقا حمید دلت بسوزه)

بعضیا با توام فک  نکن چون من همش بیادتم

باید غمگین باشم

نخیرم

اق گل پسر دیگه از این خبرا نیس

منتظرت نیستم بیا واسم کامنت بزاری

ههه

دلت بسوزه دارم فراموشت میکنم

میگی نه

(بی خود میکنی)

میتونی بیای امتحان کنی

هه

فک کردی نمیام نت

کور خوندی

بخاطر تو هم که شده هرروز از ته دلم میخندم

دیگه حرفات ( بهتره بگم دروغات) واسم مهم نیس

یه موقع پیش خودت فک نکنی

کم اوردم

یا بقول خودت شکست عشقی خوردم

نه از این خبرا نیس

تو برو خوش باش منم با زندگی جدیدم خوشم

با دوستای خوبم

همونای که هنوز نشناخته دارن کمکم میکنن

تاتورو فراموش کنم

خب منو فروختی به اون تازه وارد(راس میگن نو که بیا به بازار کهنه میشه دل ازار)

حالا قضیه منو تو هم همونه

کلام اخر: دوستت داشتم و دارمو خواهم داشت

ههههههه

شوخی بود

میخواستم عکس العملتو بدونم

وقت کردی بیا در خونمون اون امانتیتو بگیر

و : به اون دوستت بگو اسمش بود مصطفی بود سعید بود چی بود یادم نیس

خلاصه هرچی که هس

:دست از سر دوستم برداره .نمیخوام با ادمایی مث شما برخورد کنه

دوستی که رفیقش تو باشی بهتر از این نمیشه

فهمیدی

اخی دلم به حال اق حمید میسوزه فک کنم خودشو ..... کرد

اشکال نداره بزرگ میشی یادت میره

رها:( خودمونیم ها چه جذبه ایی .فک نمیکردم)

+ نوشته شده در  87/10/25ساعت 0:54  توسط .:.رها .:.  | 

اگه بگم

           اگه بگم که قول می دم تا همیشه باهات باشم

                                  اگه بگم که حاضرم فدای اون چشات بشم

اگه بگم توآسمون عشق من فقط تویی

                           اگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها تویی

                                             اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم

            اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می کنم

                                                       اگه بگم ماه منی هر نفس راه منی

                       اگه بگم بال منی لحظه ی پرواز منی

                 میشی برام خاطره ی قشنگ لحظه ی وصال

                                        میشی برام باغبون میوه های تشنه و کال

                                                                   میشی برام ماه شبای بی سحر 

                      میشی برام ستاره ی راه سفر

                                ولی بدون هرجا باشی یا نباشی مال منی

                   بدون اگه برای من هم نباشی عشق  منی

+ نوشته شده در  87/10/23ساعت 21:14  توسط .:.رها .:.  | 

نمیدونم

           نمی دانم چه کردم کردی ترک من

                      نمی دونم چه رازی بود تو خفتی

                                         نمی دونم چرا اسان گذر کردی

                                                      نمی دانم چرا تنها گذر کردی

                                                              نمی دانم چرا یکدم نخندیدی

                                        نمی دانم چرا هر لحظه لرزیدی

                          نمی دانم چرا اشکم سرازیر است

             تو در خاکی و این جا روز گار من

به مانند شبی تاریک دلگیر است

+ نوشته شده در  87/10/23ساعت 20:11  توسط .:.رها .:.  | 

مسافر

غصه نخور مسافر اينجا ما هم غريبيم
                        

 از ديدن نور ماه يه عمره بي نصيبيم
فرقي نداره بي تو بهار مون با پاييز
 
                      

  نمي بيني كه شعرام همه شدن غم انگيز
غصه نخور مسافر اونجا هوا كه بد نيست
 
                 

      اينجا ولي آسمون باريدنم بلد نيست
غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت
 
                    

 فداي برق ناز اون چشماي قشنگت
غصه نخور مسافر تلخه هواي دوري
                       

  من كه خودم مي دونم كه تو چقدر صبوري
غصه نخور مسافر بازم مي آي به زودي
                       

ما رو بگو چه كرديم از وقتي تو نبودي
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
 
                     

ز دل تو مي دونم هيچ كس خبر نداره
غصه نخور مسافر رفتيم تو ماه اسفند
 
                      

 بهار تو بر مي گردي چيزي نمنونده بخند
غصه نخور مسافر تولد دوباره
 
                     

   غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره
غصه نخور مسافر غصه كار گلا نيس
               

 سفر يه امتحانه به جون تو بلا نيس
غصه نخور مسافر تو خود آسموني
                      

 در آرزوي روزي كه بياي و بموني

+ نوشته شده در  87/10/23ساعت 17:21  توسط .:.رها .:.  | 

ای دلم

امروز دلم خيلي گرفته خيلي زيادخيلي

دلم ميخواد برم بالاي يك كوه بلند و تا ميتونم بلند بلند گريه كنم و فرياد بكشم بگم خدا جون فداي آن مهربوني و قربون آن مرامت من هم درياب ديگه دارم ميبرم دارم كم ميارم دستم رو بگير گريه شايد زبان ضعف باشد
شايد خيلي کودکانه

شايد بي غرور
اما هرگاه گونه هايم خيس ميشود
ميدانم
نه ضعيفم، نه يک کودک

مي دانم پر از احساسم

+ نوشته شده در  87/10/22ساعت 23:4  توسط .:.رها .:.  | 

عنوان نداره

ديروز
هنوز
مه
يا چيزي در اين حدود ...
صبور باش!
بغض ها را بر دوش بكش
كه از تو ساده ترند
يا لااقل صميمانه تو را مچاله مي كنند
مي خواهي از گلوت بردار
پرتاب كن،
دراين محوي عميق
به روياها كه بر نمي خورد
احتياط كن!
با ديدگان برهنه

از حاشيه جنون من رد نشو
تنها ردپاي مرا نفس بكش
تو مي تواني
از سايه ام مرا حدس بزني
يا از مه تا ملكوت بدوي
اما من مي گويم: «بيا اين گوشه ي جهان،
در يك فواره خلاصه شويم»

+ نوشته شده در  87/10/22ساعت 23:2  توسط .:.رها .:.  | 

منو ببخش

اگه دلم تنگ ميشه خيلي برات منو ببخش

اگه نگام گم میشه تو شهر چشات منو ببخش

منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمارم

 اگه  همش پیش همه بهت می گم دوستت دارم

منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم

 منو ببخش اگه شبا  فقط  تورو خواب میبینم

منو ببخش اگه تو رو می سپارمت دست خدا

اگه پیش غریبه ها به جای تو می گم شما

منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم

تو یه فرشته ایی و من خیلی باشم یه ادمم

منو ببخش اگه فقط می خوام بشی مال خودم

 ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم

 

تقدیم به کسی که بیشتر ازجونم دوستش دارم

ومی پرستمش

 

+ نوشته شده در  87/10/22ساعت 19:18  توسط .:.رها .:.  | 

یه اعتراف

بازم غمگین

 

بازم دلهره ای تموم وجودمو گرفته

نمی دونم  چرا؟

      ولی میدونم اینو که مدتهاس به این درد دچارم

                       دلیلشو خو.ب میدونی(باتوام)

میدونم که میدونی

   پس چرا انکار میکنی!

                راستش این چند روزه دلم واست تنگ شده بود

                               خیلی  زیاد

بخاطر بد رفتاریم  (اگه گفتی)

 

خب معلومه دیگه

می خوام داد بزنم بگمممممممممممممممممممممممممممممم معذرت میخوام ازت

منو ببخش

تو تنها مونس وهمدم تنهایی هام هستی

               اگه بری

                                  دوباره همون رهای دیونه میشم

 میدونم

به خودم یقین دارم

که هنوز جایی تو اون دلت واسم مونده

پس بزار دوباره گوشه نشین دلت بشم

                          رها همیشه دوستت داره

                                          میدونم الان میخونی

                                      ولی تورو خدا فردا نیا

   باز مث همیشه نیا دنبالم

چون روی اینو ندارم که تو چشات نگاه کنم

       هنوز خودمو نبخشیدم

                  هنوز نمی تونم اون دست گرمتو دوباره تو دستم بگیرم

 

               عاشق و دیونه ی همیشگیه تووووووو

                    رهاااااااااااااااااااااا ()

 

 

+ نوشته شده در  87/10/21ساعت 19:40  توسط .:.رها .:.  | 

نمی دونم چی بگم

امروز بداز یه مدت دوباره اومد ممممممم

نمیدونم چی بگمممممم

چی تایپ کنم

فقط میدونم

یکی هس که هر روز نوشته هامو میخونه

البته واسم مهم نیس

چون دیگه از خاطراتم داره میره

 

+ نوشته شده در  87/10/20ساعت 14:39  توسط .:.رها .:.  | 

تنها رفیق

این پست متعلق به کسیه که رفتو تنهام گذاشت

امروز خیلی نبودنت رو احساس میکنم

واسه از دست دادنت خیلی غصه میخورم

ولی این که دلیل نمیشه

دوست دارم امشب بیای بخوابم

بیا ویه بار دیگه دستامو بگیر

میدونم خیلی ازت فاصله دارم

ولی از همین جا بهت میگم دوستت دارم

سالگرد فوتت رو تسلیت میگمممممممم مهسای گلم

نازی جون به تو هم تسلیت میگم

ای شالا تو تنهام نزاری

+ نوشته شده در  87/10/10ساعت 23:1  توسط .:.رها .:.  | 

چه...

چه زيبا !

 گفتم دوستت دارم !

چه صادقانه پذيرفتي !

 چه فريبنده !

آغوشم برايت باز شد !

 چه ابلهانه !

 با تو خوش بودم !

چه كودكانه !

همه چيزم شدي ! چه  زود !

 به خاطره يك كلمه مرا ترك كردي !

 چه  ناجوانمردانه !

نيازمندت شدم !

چه حقيرانه ! واژه  غريبه خداحافظي به من آمد !

چه بيرحمانه من سوختم

+ نوشته شده در  87/10/08ساعت 14:36  توسط .:.رها .:.  | 

رفتن

توی قانون جدایی بی تو خنده قدغن شد

                              رفتی و هق هق گریه از تو تنها سهم من شد

رفتی و بی تو بریدم از همه عالم و آدم

                         باقیه عمرم و بی تو من به باد گریه دادم

رفتی و گرفتش از من رفتنت هر چی که داشتم

                                         کاشکی بودی وقت گریه سر رو شونه هات میزاشتم

حالا نیستی که ببینی بی تو سرد روزگارم

                        مثل محکومه به گریه حق خندیدن ندارم

+ نوشته شده در  87/10/08ساعت 14:31  توسط .:.رها .:.  | 

روز وداع ...

 

آخرين روز وداع گريه کردم بي صدا حيفم اومد که تورو بسپارمت دست خدا

اگه با رفتن توعشق ما تموم ميشه تو نباشی ميدونم عمر من حروم ميشه

برو با ستاره ها روشنی چراغ تو

 ديگه تاريکی شب نمياد سراغ  تو

 برو فکر من نباش راه من راهی جداست ....

حالا با رفتن تو غم شده سايه من خاطرات بودنت شده همسايه من

:.:نازنین:.:

+ نوشته شده در  87/10/08ساعت 14:29  توسط .:.رها .:.  | 

اخرین روز....

اخرين روز بر روي زمين

ديروز يک ميليون سال قبل بود

من در زندگي قبلي خودم مانند يک احمق بازي مي کردم

حالا تو را پيدا کردم، که اين نيز بسيار دير است

و اين زمين فراموش شده به نظر مي رسد

ما با وجود داشتم عصا همچنان مي لرزيم

چهره ما مانند شيشه است خشن و بي احساس

من اينجا بدون تو احساس پوچي زيادي مي کنم

من دستان فايده ام را شکسته ام

و من مي دانم امروز اخرين روز بر روي زمين است

ما با هم خواهيم بود وقتي که سياره هاي نابود مي شوند

و من مي دانم امروز اخرين روز بر روي زمين است

ما ما هرگز از هم خداحافظي نخواهيم کرد

سگها به اساني همديگر را قتل عام مي کنند

عشق تلفات را خواهد سوزاند

ما مدلهاي صدمه ديده اي هستيم

دانه ها را به پاي فرزندانمان مي پاشيم

من اينجا بدون تو احساس پوچي زيادي مي کنم

من ميدانم که انها مرگ مرا مي خواهند

من مي دانم امروز اخرين روز بر روي زمين است

(شعر از نیما ف.دوست خوب)

+ نوشته شده در  87/10/07ساعت 22:26  توسط .:.رها .:.  | 

انباری

امروز حالم گرفته

خب این که تعجب نداره .چون من همیشه حالم گرفتس.

مامان گلثوم کفت برو تو انباری البوم خاطرات بچگی تو بیار نگیاه کن شاید یکم حالت خوب بشه

با خودم گفتم چه کار چرتی

ولی رفتم

ووووووووووووووووووووو

چقده شلوغه

داششتم بسمت کمد شیکسته ایی میرفتم که انتهای انباری بود

اونجاجای دفتر کتابای موقع ابتداییم بود و همچنین البوم بچگیم

از قبل جاشو می دونستم

پس بسمتش رفتم

یه هو پام گیر کرد وخوردم زمین

اخ

ولی خوب شد خوردم زمین (حقم بود)ههههههپاشدم یه چیز جالب دیدم

می دونید چی ؟
خب معلومه دوچرخمو

تا یه زمونی داشتمش ولی بدش مامانم اونو داد به پسر همسایمون

علی رضا(پسر همسایه)وقتی دید علا قه شدیدی به اون دارم

بد چند مدت اومد پسش داد

اخجون

یه دستی به دوچرخم زدم

اونو با یه مکافات با خودم اوردم بیرون

تو حیات کلی بهش رسیدم

یکم خشگل شد

با هاش دور حیاتو چرخیدم

یه دفعه از اون بالا علی رضا داد زد هه هنوز این ابو قراضه رو داری

منم رفتم شیلنگ ابو ور داشتم وبدون این که بفهمه روش اب پاچیدم

حقش بود

گفت خیلی بد جنسی.راستی این جهزیتو نمی فروشی

دوباره می خواستم بسمتش اب بپاچم که در رففففففففففففف

حالا دیگه خوشحالم

دیگه یادم اومد که یه دوست قدیمی دارم

حالا هر وقت دلم بگیره می رم پارک دم خونمون وبا هاش دور میزنم

+ نوشته شده در  87/10/07ساعت 19:24  توسط .:.رها .:. 

دوستت دارم

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com

دوستتون دارم یه عالمه اندازه یه قابلمهههههههههههههه شوخی کردمبیشتر از اینا عاشقتونم

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com

 

مخصوصا تو نازی عشق منی

+ نوشته شده در  87/10/07ساعت 18:51  توسط .:.رها .:. 

خوشحالم

خوشحالم

شاید ببرسی چرا؟

خب میگم .

دلیلش اینه که موفق شدم

خب شد رو حرفم موندم

به قول بعضیا :" عجب دختر سمجی هستی"

قبول میکنم

هم لجبازو یه دنده هستم وهم دیونه

اونم یه دیونه تمام عیار

دوست دارم هر روز بنویسم

بنویسم

تا غباری روی دلم نمونه

نوشتن کار منه

خب تا حالم خوبه برم یه استراحتی کنممم

فک کنم بخاطر دعاهاتونه

ولی نه ....

خدا دلش بحالم سوخت.

فقط همین

+ نوشته شده در  87/10/06ساعت 18:7  توسط .:.رها .:.  | 

دعااااا

دعا کنین واسه این دل شکسته وتنهااااااااااا

دعاش کنین خوب بشه

دیگه منو ازیت نکنه

دوست خوبیه

فقط یکم احساساتیه

طاقت اشکاشو ندارم

خدا نخواست که من رها رو تنها بزارم

تو رو خدا دعاش کنین

این قد حرف رفتنو نزنه

فقط میگممممممم دعاش کنین

محتاج به دعاااااااااا

 دوستدار همگی ...............نازنین

+ نوشته شده در  87/10/06ساعت 13:9  توسط .:.رها .:.  |